230 - تاریخ: 1396/11/1 ساعت: 5:08
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد روزگار غریبی است نازنین و عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه می زنندعشق را در پستوی خانه نهان باید کردشوق را در پستوی خانه نهان باید کرد روزگار غریبی است نازنین و در این بن بست کج و پیچ سرما آتش را به سوخت بار سر...
231 - تاریخ: 1396/11/1 ساعت: 5:08
عشق برای مردها همچمن یک زخم عمیق می ماند!به همین دلیل بی آنکه چرایش را بدانند، از کسی که بیشتر از همه دوست دارند می گریزند!آنها از این زخمها می هراسند...
229 - تاریخ: 1396/9/15 ساعت: 12:10
آدمها نقشِ وسیعی در زندگانیها دارند. هرچه آدمی بیشتَر بماند، به معنایِ خوبیِ او و خوبیِ حالِ تو نیست. و هر چه آدمی کمتر بمانَد، نه به معنیِ بدی یا انکارَش از دوستی، عشق و یا هرچیزی. هر کسی به اندازه ای که هست، در وجودِ تو میکارَد. و تو خیلی سالِ بعد دانه ها و نشان هاش را درو میکنی. بعضی آدمها، نادید...
نوستالژی... - تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 0:38
آسمان را بنگر!که هنوزبعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست، گرم و آبي و پر از مهر به ما ميخندد! ماه من غصه چرا؟!تو مرا داري و من هر شب و روزآرزويم همه خوشبختي توست !ماه من !غم و اندوه اگر هم روزي مثل باران باريديا دل شيشه ايتاز لب پنجره عشق
غزل 317- فاش مي گويم و از گفته خود دلشادم... - تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 0:38
فاش مي گويم و از گفته خود دلشادم بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم طاير گلشن قدسم چه دهم شرح فراق که در اين دامگه حادثه چون افتادم من ملک بودم و فردوس برين جايم بود آدم آورد در اين دير خراب آبادم سايه طوبي و دلجويي حور و لب حوض به
نوستالژی... - تاریخ: 1396/7/1 ساعت: 4:40
آسمان را بنگر!که هنوزبعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست، گرم و آبي و پر از مهر به ما ميخندد! ماه من غصه چرا؟!تو مرا داري و من هر شب و روزآرزويم همه خوشبختي توست !ماه من !غم و اندوه اگر هم روزي مثل باران باريديا دل شيشه ايتاز لب پنجره عشق زمين خوردو شکست، با نگاهت به خدا چتر شادي واکن و بگو با دل خودا...
226 - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 12:03
و این شب، یادآور شبهایی است که تا سحر در گوش هم عاشقانه نجوا میکردیم... بوسه هایی داغ، لمسهایی آتشین و آغوشهایی پر از آرامش شبانه که بوسیله صفر و یکهایی از سیمهای مسی به قلبهایی در دوردست مخابره میشد! تمام... + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۵/۲۰ساعت 0:25 توسط علی |
225 - تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 17:28
... و چقدر همه چیز دور و دورتر میشود بی آنکه ذره ای از خیالش کاسته شود! هر روز و هر شب مرور میشود خاطراتی که شیرینی اش را دوست دارم... + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۴/۲۵ساعت 21:19 توسط علی |
خیلی دور خیلی نزدیک - تاریخ: 1396/3/28 ساعت: 3:30
همه چیز...خاطره...گفتگوها...بوسه ها...همآغوشی پیکرهای دلداده...همه چیز میگذرد!ولی تماس ارواحی که یکدیگر را لمس کرده و در میان انبوه اشکال زودگذر یکدیگر را شناختهاند هرگز زدوده نمیشود... + نوشته شده در ۱۳۹۵/۱۰/۲۰ساعت 22:35 توسط علی |
219 - تاریخ: 1396/3/28 ساعت: 3:30
روی خط ممتد با فرار از یک تسلسل غم انگیز! خدایا پایان خط قطعا ملاقات خواهیم داشت مرا مهیا کن... + نوشته شده در ۱۳۹۵/۱۱/۲۵ساعت 19:59 توسط علی |
220 - تاریخ: 1396/3/28 ساعت: 3:30
ضیافت های عاشق را خوشا بخشش،خوشا ایثار خوشا پیدا شدن در عشق،برایِ گُم شدن در یار... چه دریایی میان ماست خوشا دیدار ما در خواب چه امیدی به این ساحل؟خوشا فریاد زیر آب خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن خوشا مردن، خوشا از عاشقی مردن... اگر خوابم اگر بیدار، اگر مستم اگر هوشیار مرا یارای بودن نیست،
221 - تاریخ: 1396/3/28 ساعت: 3:30
نه در نگاه اول، بلکه عشق در آخرین نگاه است. زمانی که میخواهد از تو جدا شود آنگونه که به تو می نگرد به همان اندازه دوستت داشته است... + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۱/۱۴ساعت 21:31 توسط علی |
ارديبهشت... - تاریخ: 1396/3/28 ساعت: 3:30
اینک اردیبهشت؛ راه می رود از کوچه های دلم و خودش را به آن راه زده است که انگارنه انگار با هم سر و سری داشتیم زمانی پیش تر از این ها... + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۲/۰۴ساعت 7:29 توسط علی |
خرداد من! - تاریخ: 1396/3/28 ساعت: 3:30
...و ناگهان دوباره خرداد از راه رسيد، خردادي كه ميتوانست يادآور خاطره اي هميشگي باشد هر چند اكنون نيز حال و هوايي متفاوت و ويران كننده دارد! خاطرات گذشته با همه عظمتشان ناگزير ميروند و يك گوشه از مغزت را اشغال ميكنند و مانند آتشي زير خاكستر آرام مينشينند! روزها، ماهها و سالها گذشت و هنوز قلبي آرام ن
224 - تاریخ: 1396/3/28 ساعت: 3:30
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ يا عَلِىُّ يا وَفِىُّ، يا غَنِىُّ يا مَلِىُّ، يا حَفِىُ يا رَضِىُّ، يا زَكِىُّ يا بَدِىُّ، يا قَوِىُّ يا وَلِىُّالغوث الغوث خلصنا من النار یا رب + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۲۸ساعت 0:33 توسط علی |
217 - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 13:45
مرفین وجودت را به تنهایی خویش تزریق می کنم.و تو از اعتیاد من رنج میکشیو منمی دانم که سپیدی سیگار در دستان سیاه رهگذری خواهی شد... یادش بخیر آدم برفی...
216 - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 20:34
مرگ بزرگترین خسران زندگی نیستبزرگترین خسران زندگی، آن چیزی است که در شما می میرد هنگامی که هنوز زنده اید! مثل عشق!
رفتن... - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 11:27
یک نخ آرامش دود میکنم به یاد ناآرامی هایی که از سر و کول دیروزم بالا رفته اند… - يه وقتايي بايد رفت اونم با پاي خودت! بايد جاتو توي زندگي بعضيها خالي كني درسته توي شلوغياشون متوجه نميشن چي شده ولي بدون يه روزي... يه جايي... بدجوري به يادت مي افتن كه ديگه دير شده! "كمي زمان لطفا، به اندازه يك نخ ديگر...
207 - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 11:27
ديدن بعضي خوابها آدم را وارونه ميكند! از چيزي كه هستي و از احساسي كه داري فاصله ميگيري و برميگردي به انساني شايد بيگانه با حال و هواي كنوني ات... ديدن برخي خوابها نه شيرين است نه هولناك و شايد فقط رويايي باشد ممنوعه و محال! ديشب خوابش را ديدم، نه خوشحال و نه ناراحت، خود را در آغوشم رها كرده بود و لب...
208 - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 11:27
گاهي سرنوشت مثل طوفان شني است كه مدام تغيير سمت ميدهد. تو سمتت را تغيير ميدهي، اما طوفان دنبالت ميكند. تو باز ميگردي، اما طوفان با تو ميزان ميشود. اين بازي مدام تكرار ميشود. طوفان كه فرو نشست، يادت نمي آيد چه به سرت آمد و چطور زنده مانده اي. اما يك چيز مشخص است: "از طوفان كه درآمدي، ديگر همان آدمي ن...

برچسب‌های مرتبط

216 area code | 216 pill | 2160p tv | 216 lbs to kg | 216 calendar | vtjk oghtd | vtjk shfri fdli | vtjk alhvi afh | vtjk n hrjwhnd | vtjk l nd